نظر در وبلاگ تو
جای شکرش با قیست که زنده بودم و دو باره آپدیت تون را در این سایت که همه وجود من است دیدم.
حرفهای که تو آف به شما زدم فکر میکنی درست بود؟
همه آنچه که گفته شد در حالت بود که حتی به خود شک داشتم که خودم باشم.
این ازت نا امید شده بودم که فکر میکردم دیگه هرگز برا من پیام نمیدی . چه ایمیل های که برات نفزستادم چه آف لاین های که برات نگذاشتم همه بدون جواب موند این جوری نوشتم تا بمن بدو به راه بیگی .
اینو خود دانی که دردت به از درمان غیر است.
اینو خود دانی که رنجت به از شفای غیر است.
اینو خود دانی که در هجرم و متصل به تو .
و اینو هم خوب دانی که هر کلام با تو برا من حیاتست.
پس آگاه باش که جز تو نه پسندم و در کوی جز کوی تو قدم نگذارم.
بشکند پاهی که جز در راهی تو وعشقت قدم بر دارد ونماند سر به تنی که جز اندیشه تو به چیزی اندیشد.
من که خود ندانم تا کی چند صباحی خواهم پائد!!!! شایدم ختم کلام وآخرین کلام من همین باشد.
لائق دونستی خبرم را قبل از سفر بگیر.
جاوید است آنچه که در قلبم کاشتی نتوان ریشه اش را خشکاند . هر آنکه بر آن اندیشد زهی خیال باطل!!!!!!!!
ریشه اش تا عمق حیات نفوذ کرده.....................................................
یا عـــــــــــــــــــــــــــــــــلی مددی.........
من برای هیمشه میرم بارو کن!
وقتی قراره عمر عشق سر برسه
بهتره قصه به آخر برسه
بهتره دور نریزی اشکاتو
بهتره هدر ندی گریه ها تو
وقتی قراره عاشق من نباشی
بهتره که دیگه اصلا نباشی
می رم و خط می کشم رو اسمتو
میرم و باطل میشه طلسم تو
وقتی قراره عشق بشه یه خاطره
بهتره خاطره از یادم بره
حس می کنم که دیگه وقت رفتنه
جاده مثه سایه دنباله منه
وقتی آدم تو عاشقی بد میاره
وقتی هیچ کسی رو دوست نداره
بهتره دور نریزی اشکاتو
بهتره هدر ندی گریه ها تو
تو باید یاد بگیری که عشق چیه
بدونی عاشق و چشم به رات کیه
وقتی قراره عمر عشق سر برسه
بهتره قصه به آخر برسه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام عزیزم
می دونم که حالت خوبه عزیزم
من جایی پیشه تو ندارم
خیلی وقته فهمیدم
اما حالا دیگه مطمئن شدم
اینجا رو با تمامه خاطراتش واسه
خودت جا می ذارم و میرم
مواظب خودت باش
حق پشت و پناهت باشه
همیشه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دلم واست تنگه!!
سلام عزیز
امروز آی دی مو باز کردم و ایمیلمو دیدم
متا سفم از این طرز فکرت!
می دونم خودم مقصرم ! حق داری!
ولی اشتباه می کنی اگر فکر می کنی من می تونم فراموشت کنم یا از ذهنم دورت کنم!
کم نبود 2 ساله تمام هر شب با هات حرف می زدم!
می دونم خودم اعتراف می کنم ! که مدتیه من به ظاهر بی اهمیت شدم|!
من توی چیزی تردید نکردم!
هنوز هم دوست دارم!
تو عزیز منی !
و چیزی نیستی که بخوام کنار بزارمت!
خودتم خوب می دونی اینو!
من می گم چرا مدتیه واسم نه آف لاین می ذاری نه از حالت با خبرم می کنی!
همش واسه این طرز فکرت بود!
واقعا متاسفم!
واسه خودم نه واسه تو!
ببخش اگه اذیتت کردم!
دوست ندارم اینجوری تنهام بزاری!
خودت خوب می دونی چه قدر تنهام!
من نخواستم فراموشت کنم خواستم تو فراموشم کنی!
ولی به خدا اشتباه کردم!
بیا برگرد بی خیاله این همه حرف!
بیا از اول شروع کنیم!
خواهش می کنم !
خواهش می کنم جوابمو بده!
سلام عزیز خواستنی!!
دلم برات تنگ شده خیلی وقته، لحظه ی دوری از تو خیلی سخته
نمی دونی چه تلخه بی تو بودن چه معنی داره بی تو شعر سرودن
دلتنگی هام فراوونه، دل دیگه بی تو داغونه
دنیا با اون بزرگیاش بی تو برام یه زندونه، هوای چشمام بارونه
هیچکس بجز تو ندارم که سر رو شونش بذارم
باز مثل ابرای بهار واسش یه دنیا ببارم، سر روی شونش بذارم
به سر هوای تو دارم اینجوری داغونم نکن
من که اسیر عشقتم بیا و زندونم نکن
زندگی بی تو مشکله خودت اینو خوب میدونی
بیا و این آخر عمر بگو همینجا می مونی
دلتنگی هام فراوونه، دل دیگه بی تو داغونه
دنیا با اون بزرگیاش بی تو برام یه زندونه، هوای چشمام بارونه
سلام خوبی نازنینی که مدتهاست از حالش بی خبرم؟
می دانم حس می کنی تنهات گذاشتم!
اما چه کنم تنها راهیه که فراموشم کنی!
دلم خیلی برات تنگه!ولی باز روش پا می ذارم!
از من نرنج و فکر نکن نمی خوامت و ازت فرار می کنم!
نه فقط این و یادت باشه اون قدر به فکرتم که آزارتو بیش از این نمی خوام!
منم آنلاین که می شم و آفی ازت نمی بینم!
فکر نکن از این که فراموشم کنی خوشحال می شم ! نه ! ولی دوست دارم یاده من اذیتت نکنه!
بازم یه ساله جدید داره میاد می بینی ؟ حالا ما 3 ساله که با همیم!
هنوز اون شمعی که واسه تو ساله قبل روشن کردمو دارم!
قراره امسال باز سر سفره ی هفت سینه من باشه!
یادت باشه همیشه به یادتم!
دوست دارم همیشه خوش و خرم باشی !
عزیزم پیشاپیش سال نو رو بهت تبریک می گم و امیدوارم امسال بهتر از سالهای قبلت باشه!
موفق و سلامت باشی همیشه!
از خدا برات آرزوی سلامت و موفقیت و خوشبختی رو دارم!
عزیزمی
وقتی اومدی کسی تورو ندید
اما من دیدمت کسی تو رو حس نکرد
اما من با همه ی وجودم حست کردم
همیشه دلم میخواد برات شعر بنویسم
عاشق باشم اما
نمی ذاره نذاشته
مسافر غریبه من جاده ی زندگیت کجاست؟
بگو که مقصد دلت خونه ی فرشته هاست
چه قصه ها گفتی برام از روزگار نالوتی
گفتی دیگه خسته شدم از عشق های دروغکی
سفر یه جور شکایته به خنده های دیگروون
چقدر دلم می خواست بگه نرو نرو کنار من بمون!
حرف های من هنوز ناتمام اند
تا نگاه میکنم وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از اینکه با خبر بشم
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
تو کوله بار خستگیت که پر شد از خاطره
یه قلبی هست که می شکنه
بهونه می کنه دلت این روزا از نگاهت
بهت میگه یه حس کور ازاین بیچاره دل بکن
دیو غریب سرنوشت می خواد تو رو جدا کنه
یکی میگه کاشکی نره ....منم میگم خدا کنه!!
اشتباه فکر نکن !!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روزه تازه سهم من ابر که بریزه
به همین سادگی کم شد عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نیست می دونم خودم اینو از تو خواستم
به جونه ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تورو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم پایه غمهات نمی موندم
واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی میمیری اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم نفسامی که هنوزی
تورو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی منه تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میدانم که تو هم دیگه ازم بدیت میاد
gham dilam age bizaram ro koh koh tahmoli anra ne darad.
age be darya figanam darya gonajeish aone ne darad.
dardi bala tar az ain dard aoni ra ke ba hamei vjodam dosesh daram lahzaei nametone tahmolam kone.
ba ekrah jewab salamemo mede.
ta be kham ba hash dard dil konam me ge nametonam bimonam bayad beram va ba 1000 harf ne gofte tanham mizare.
hame az man motanaferan hata aoni ke mano khalgh karde age nabod ainjory be dard la elaj mobtelam namekard.
to ham hagh dare az man motanafir bashi chon man nistam chon man hicham hic omidi be man nist. mordaei motahrik bish nistam .
عشق
گويند آغاز عشق با ديدن است .
چشم بيندو دل ياد كند، حرف درست است.
امٌا: چشم ظواهر بيندو جمال، چشم چشم بيندو كمند ابرو.
چشم زلف بيندو تاب هاي ذلف، چشم قد بيندو قامت ...........
امٌا ديده دل : صفا بيند و پاكي ، دل مهر بيند و محبٌت ، دل سادگي بيند و يگرنگي .
ديدهً دل چشم مخمور ، كمند ابرو ، تاب هاي ذلف سياه نبيند.
بودند كساني كه كه دل دادند و به ظاهر دلفريبانه دل باختند،
جادوي چشم هاي مخمور شدند و با كمند ابروي تير خوردند وبدام حلقهً ذلفي افتادند.
كساني بودند كه ظاهري ديدند و اسيري دامي شدند و ديده دل را نكشودندو به قهر چاي
افتادند.
مرغ پر شكسته بودم بال و پرم كه با رنگهاي قشنگ اميد و آرزو تزئن شده بود ديگه وجود
نداشت.
ناي وجود نداشت تا در هواي خنك نسيمي چهچه عاشقانه سر دهم ، سردو خاموش ، يگ مشت
گوشت و استخوان كه ديگر كسي حاضر نبود مرا در قفسم كند ، تا زماني كه بال و پري بود چه دام
هاي كه نه تنيدند چه قفس هاي رنگي كه تهيه نديدند.
ديگه همه به چشم حقارت به من نگاه مي كردند ،مائوس و مائوستر ميشدم،نه دست نوازشي ،
ونه قلب سازشي ، روزنه اميدي نبود همه درها برويم بسته بود .
انتظار مي كشيدم ، انتظار سفر ، بار وبندل سفر را بسته بودم گوش بزنگ جرس قافله ، قافلهً كه
از قبل خبر اومدنش را به من داده بودند .
گوشه كوز كرده بودم گوش بزنگ ، زنگ قلبم را زدند با هزار ترس گوشه قلبم را به رويش باز كردم
گفتم شايد مامور قافله است كه من انتظارش را مي كشم با ترس پرسيدم كه هستي؟ جواب داد من اميدم
من عشقم .
گفتم مرا با عشق چه كار ، عشق و اميد را در اين كوي راهي نست.
خنديد و گفت من جاي زيادي نميخواهم ، گوشه دلت را باز كن
اجازه بده لحظه گوشه دلت سكنا گزينم ، جاش دادم ، آنجا سكنا گزيد جا خوش كرد و قصري ساخت و
تا اندرونم رخنه كرد و با خونم عجين گشت .
بنده سرا پرده او شدم بدون آنكه ديده باشم اسيردام موي او شدم بدون آنكه حلقه ذلف ديده با شم ،
تير خورده مژه او شدم بدون آنكه كمان ابروي ديده باشم مخمور چشمان قشنگ او شدم بدون آنكه چشم به چشمش دوخته باشم.
دلم آئنه دار تمام خصائل او گشت هرگز دور از چشمم نبود بر بلنداي مژه ام قدم ميزد ودلگرمم ميكرد به زندگي در حاليكه در آخرين پلكان زندگي قدم بر ميداشتم.
دل ديوانه ام تمام خوبي ها را در وجود او خلاصه كرده بود لحظه نتوان از يادش غافل شد هرلحظه به من نزديك و نزديكتر مي شد تا جائكه هميشه او را در كنارم حس ميكردم وچه بسا كه با او سخنها نميگفتم ، اطرافيانم به من خورده ميگرفتند شايدم به زعم اونها ديوانه بودم كه بودم وهستم ديوانه او مجنون او، در انديشه او.
چند وقتيست كه ازمن فاصله گرفته ، كه بايد ميگرفت .
من به خوشحالي اون خوشم ، من با خوشبختي او خوشبختم ، شادي او شادي من است.
از خدايم براش آرزوي خوشبختي مي كنم.
هرچند دلم نميخواست ديگر آپ كنم چي كنم كه عشق او نميگذاردم .
هرگز نتوان لحظه فرا موشش كرد تا باشد كه با بانك جرس قافله بار سفر بندم و دفتر اين مقوله را تا ابد ببندم.
نمیبازم

نمیبازم به بیرنگی به کوه و معبر سنگی
به پاییز و غروب و عصر دلتنگی نمیبازم
نمیسازم منه خاکی سرایی با دل شاکی
تو دنیایی که خالی مونده از پاکی نمیسازم
اگر باید ببازم من به چشمای تو میبازم
که باختم من...
اگر باید بسازم کلبه عشقو تو دستای تو میسازم
که ساختم من...
اگر باید ببازم من به گرمای نفسهای تو میبازم
که باختم من...
اگر باید بسازم پیکر عشقو تو دنیای تو میسازم
که ساختم من...
نیازم رو بده پاسخ که دلگیرم
اسیر وسوسه های نفس گیرم
نگاهم کردی و بستی به زنجیرم
نگیر از من نگاهت رو که میمیرم
اگر باید ببازم من به چشمای تو میبازم
که باختم من...
اگر باید بسازم کلبه عشقو تو دستای تو میسازم
که ساختم من...
اگر باید ببازم من به گرمای نفسهای تو میبازم
که باختم من...
اگر باید بسازم پیکر عشقو تو دنیای تو میسازم
که ساختم من...
نیازم رو بده پاسخ که دلگیرم
اسیر وسوسه های نفسگیرم
نگاهم کردی و بستی به زنجیرم
نگیر از من نگاهت رو که میمیرم
اگر باید ببازم من به چشمای تو میبازم
که باختم من...
اگر باید بسازم کلبه عشقو تو دستای تو میسازم
که ساختم من...![]()
![]()
![]()